سر آغاز عشق دروغین
طرف زنگ زده می گويد صدای شما از پشت تلفن خيلی تحريککننده ( arousing ) است. ما هم ماندهايم که چه بگوييم. مثلن بگوييم مرسی ، شما لطف داريد!... يا بگوييم نهبابا، گوشهايتان تحريککننده می شنود! يا چی؟؟؟ واقعن آدم بعضی وقتها می ماند چه جواب بدهد....
طرف زنگ زده می گويد صدای شما از پشت تلفن خيلی تحريککننده ( arousing ) است. ما هم ماندهايم که چه بگوييم. مثلن بگوييم مرسی ، شما لطف داريد!... يا بگوييم نهبابا، گوشهايتان تحريککننده می شنود! يا چی؟؟؟ واقعن آدم بعضی وقتها می ماند چه جواب بدهد....
يادتان باشد آدمها را از روی بادآوردههايشان انتخاب کنيد. از روی آن چيزی که ميخواستند و ميخواهند که باشند. بيخود سرتان را گرم ِ اين نکبتی که هستند و دچارش هستند ، نکنيد. از آرزوهايشان بخوانيد همه ی آن سهمی را که از دنيا ميخواهند. بعد بگرديد آن خجسته دلهايی را سوا کنيد برای خودتان ، که آمالشان با شما همرنگ و همآهنگ و همسو باشد. پـــِـرتتان کمتر ميشود اينجوری. در حد ِ همان ده درصد که هميشه ، همه جا پذيرفته است....
سرانجام عشق دروغین.
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 12:1 توسط آقای میم
|